مراد على شمس
483
با علامه در الميزان ( فارسى )
عليه السّلام نيز اين كار را كرد و به آنان فرمود : خداى تعالى شما را امر فرموده كه از آب چشمه ، خود يك روز استفاده كنيد و يك روز ديگر را ( يك روز در ميان ) به اين ناقه اختصاص دهيد تا از آن بنوشد ، . . . و او را آزاد بگذاريد تا هرجور كه مىخواهد بچرد و به او آسيب نرسانيد كه اگر چنين كنيد عذابى دردناك و نزديك شما را خواهد گرفت . « 1 » دعوت صالح و انكار ثمود مدّتى ادامه يافت تا آنكه قوم ثمود طغيان را به اين حدّ رساندند كه نقشهء كشتن ناقه را طرح كرده و شقىترين فرد خود را وادار كردند تا آن ناقه را به قتل برساند و به صالح گفتند كه : حالا اگر از راستگويان هستى آن عذابى كه ما را به آن تهديد مىكردى بياور . صالح در پاسخشان فرمود : تنها سه روز مهلت داريد كه در خانههايتان از زندگى برخوردار باشيد و اين وعدهاى است كه تكذيبپذير نيست . « 2 » بعد از اين تهديد نقشه از بين بردن صالح عليه السّلام را طرح كردند و در بين خود قسمها خوردند كه ما شب هنگام ، بر سر او و خانوادهاش مىتازيم و همه را به قتل مىرسانيم و آنگاه به صاحب خون او مىگوييم ما هيچ اطّلاعى از ماجراى كشته شدن آنها نداريم و ما به يقين راستگويانيم . آرى اين نقشه را طرح كردند و خداى تعالى نيز نقشهاى داشت كه آنها از آن خبر نداشتند « 3 » ؛ چيزى نگذشت كه صاعقه آنان را گرفت در حالى كه آمدنش را تماشا مىكردند « 4 » . و همچنين رجفه ( زلزلهء بسيار شديد ) و صاعقهاى آمد و قوم
--> ( 1 ) . سورهء اعراف ، آيهء 72 ؛ سورهء هود ، آيهء 65 ؛ سورهء شعراء ، آيهء 156 . ( 2 ) . سورهء هود ، آيهء 65 . ( 3 ) . سورهء نمل ، آيهء 50 . ( 4 ) . سورهء ذاريات ، آيهء 44 .